محمد علي دادخواه"، وكيل پرونده شكايت مردمي از آبگيري سد سيوند دراينباره به ميراث خبر گفت: «به تازگي 3000 شاكي ديگر به تعداد پيشين شاكيان پرونده با امضاء كردن تومار مربوطه اضافه شده كه تعداد شاكيان پرونده را در حال حاضر به 4150 نفر رساندهاست.»
به گفته وي اين تعداد امضاء جديد بايد با نظارت دادستان داسراي عمومي تهران به پرونده الحاق شود تا توسط بازپرس مورد رسيدگي قرار گيرد.
هفته گذشته و پس از گذشت 5 ماه نخستين جلسه رسيدگي پرونده شكايت مردمي از وزير نيرو و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري درباره آبگيري سد سيوند در محل شعبه 9 بازپرسي ديوان عدالت اداري دادسراي عمومي تهران برگزار شد.
قرار بود طي مدت يك هفته بازپرس پرونده درباره دستور توقف آبگيري سد سيوند نظر بدهد كه هنوز اين اتفاق نيافتاده است.
دادخواه دراينباره به CHNگفت: «بازپرس پرونده هنوز راي خود را نداده است و ما در نخستين جلسه بازپرسي خواهان توقف آبگيري سد سيوند تا مشخص شدن وضعيت پرونده شديم.»
در نخستين جلسه بازپرسي از كساني كه تومار را امضاء كرده بودند خواسته شد تا با كارت شناسايي در جلسه حضور داشته باشند و همچنين بازپرس شعبه خواستار حضور 935 اسم اول كه تومار را امضاء كردهاند شد.
تا كنون دادخواه در پي حمايت از ميراث فرهنگي وكالت چندين شكايت مردمي را در اصفهان و كرمانشاه دنبال كرده است كه موضوعاتي از قبيل مترو اصفهان، جهان نما و پتروشيمي كرمانشاه كه در مجاورت بناي بيستون ساخته ميشد، از آن جمله است.
اگر مایل به امضا پرونده هستید در نظر ها قرار دهید با سپاس پاینده ایران
+
نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 2:32 توسط پرچم دار
|
عمليات لولهكشي سازمان آب و برق خوزستان در ارديبهشت امسال در منطقه جوبجي رامهرمز به كشف گنجينهاي منحصربفرد با اشيايي از جنس طلا و مفرغ منجر شد.
پس از كشف اين گنجينه عمليات لولهكشي متوقف شد اما پس از بيرون كشيدن اين اشيا از دل محوطه، سازمان آّب و برق از رئيس سازمان ميراث فرهنگي خواست تا مجوز ادامه عمليات لولهكشي را در اين محوطه به سازمان آب بدهد.
"صادق محمدي"، رئيس سازمان ميراث فرهنگي با لولهكشي از روي سطح محوطه موافقت كرد كه به واكنش و مخالفت افكار عمومي و بسياري از كارشناسان و باستانشناسان سازمان ميراث فرهنگي منجر شد.
"محسن حسيني"، مسئول پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري خوزستان در گفتگو با ميراثخبر از جمعآوري لولههاي سازمان آب و برق خوزستان از محوطه ايلامي جوبجي(محل كشف گنجينه) خبر داد.
وي در ادامه افزود:« پس از بررسي منطقه قرار شد مسير لولهكشي سازمان آب به دو كيلومتر دورتر از محوطه جوبجي منتقل شود.»
حسيني هرگونه لولهكشي روي محوطه كشف شده در جوبجي را تكذيب كرد.
عمليات لولهكشي سازمان آب و برق در حالي به دو كيلومتري محوطه ايلامي انتقال داده شده كه چرايي تغيير 50 متر از مسير اوليه لولهكشي و حفر 7 متري عمق زمين كه به كشف گنجينه منجر شد از سوي مسئولان سازمان آب و برق پاسخ داده نشده و هيچ اعتراضي هم از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري كه متولي قانوني حفاظت از آثار است شنيده نشدهاست.
تعدادي از آثار كشف شده گنجينه رامهرمز
+
نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 1:54 توسط پرچم دار
|
كرمانشاه_خبرگزاري ميراث فرهنگي_گروه ميراث فرهنگي_كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري و هيات راهبردي تاقبستان طرح تهيه شده توسط مشاور براي نجاتبخشي آثار سنگي اين سايت ساساني را به بحث و بررسي ميگذارند.
بخش بسيار مهمي از مجموعه نقش برجستههاي آثار سنگي تاق بستان در نتيجه هوازدگي و رطوبت از بين رفته است.
همچنين نشت آب در زمستان و اوايل بهار باعث شده درزهاي به وجود آمده در تاقها يخ بزند و به آثار صدمه وارد شود. بنابراين كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي با تهيه اين طرح درصدد جلوگيري از تخريب بيشتر آثار صخرهاي هستند.
"سيامك خديوي"، مدير پايگاه نجاتبخشي تاقبستان در گفتگو با ميراثخبر از آمادگي طرح نجاتبخشي آثار سنگي تاقبستان خبر داد و افزود:«اين طرح هفته آينده توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي، متخصصان در زمينه آثار سنگي و هيات راهبردي بررسي ميشود تا طرح به تصويب كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي برسد.»
اين طرح با نام "طرح خشكسازي، مقاومسازي و استحكامبخشي" در هشت بند مختلف از جمله پژوهش خشكسازي و افزايش حاشيه امنيتي نقشها، پيشنهاد حفاظت و ماندگاري و پايدارسازي آثار صخرهاي ، بررسي پارامترهاي مكانيكي در توده سنگي منطقه تاقبستان و بررسي فرسودگي و خرابي نقوش ناشي از آب، مطالعات زمينشناسي و سنگشناسي تاقبستان و مطالعه ساختار هيدروليكي منطقه تاقبستان تهيه شدهاست.
كارشناسان مهمترين مشكل در اين زمينه را ساخته شدن تاقبستان روي گسل و شكنندگي سنگها در نتيجه جاري شدن آب ميدانند آنها با توجه به اين شرايط براي جلوگيري از وقوع اتفاقي چون زلزله و تخريب آثار، فعاليتهاي اساسي و اصولي در مرمت و پايداري آثار ميدانند.
خديوي طرح را هزينهبر خواند و به ميراث خبر گفت:«اين طرح پس از بررسي كارشناسان توسط رئيس سازمان ميراث فرهنگي بررسي و با تصويب از سوي ايشان به مرحله اجرا درميآيد.»
كارشناسان همچنين وضعيت نقوش ريز موجود در بخش چپ و راست تاقبستان را اضطراري ميدانند و خواستار مرمت فوري آنها هستند.
به گفته اين كارشناساسان جمع شدن آب چشمههاي منطقه در كف تاقبستان و تبخير آن باعث سوراخ شدن نقشها و خوردگي آنها ميشود.
به اعتقاد آنها، بهترين راه رفع اين مشکل مرمت نقشها و ايجاد يك لايه ثابتكننده روي آن هاست.
تاق بستان
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 6:4 توسط پرچم دار
|
دزفول_خبرگزاري ميراث فرهنگي_گروه ميراث فرهنگي_ فرمانداري شهر دزفول با تامين اعتبار بافت تاريخي شهر را در برابر حوادث غيرمترفبهاي محافظت ميكند.
بافت تاريخي شهر دزفول داراي وسعتي 250 هكتاري است كه به دليل مرمت نشدن به موقع، بارش باران و زلزلههاي مكرر رو به تخريب مي رود.
"مهدي محمديزاده"، مدير اداره ميراث فرهنگي، صنايعدستي و گردشگري دزفول از تصويب اعتبار براي محافظت از بافت تاريخي اين شهر در مقابل حوادث غيرمترقبه از سوي كميته برنامهريزي فرمانداري دزفول خبر داد.
به گفته وي اين اعتبار تنها براي رفع خطرهاي احتمالي هزينه مي شود و هيچ برنامهاي براي مرمت و تامين امكانات براي اهالي اين بافت وجود ندارد.
به گفته محمدي به دليل نبود امكانات رفاهي لازم براي زندگي در اين بافت اهالي با وجود اطلاع از جريمههاي قانوني اقدام به تخريب بافت و نوسازي آن ميكنند.
كارشناسان بافت تاريخي ،دزفول را كتاب زنده و مصوري ميدانند كه مي تواند دانش آموختگان معماري و نيز پژوهشگران حوزه فرهنگ و تمدن ايران را به خود جذب كند.
خانه ها و بناهايي كه در اين محدوده قرار دارند، يكي از مجتمعهاي معماري سنتي بزرگ و قديمي در منطقه به شمار مي آيند.
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 5:54 توسط پرچم دار
|
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _حسن ظهوري_ طي يك طرح مرمتي توسط بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد، كاخ داريوش كه توسط هيات ايران و فرانسه در تنگه بلاغي كشف شد، مرمت ميشود.
"حسن راهساز"، سرپرست تيم مرمتي كاخ داريوش دراينباره به ميراث خبر گفت: «كاخ داريوش طي دو فصل كاوش توسط هيات ايران و فرانسه در آخرين نقطه آبگيري سد سيوند كشف شد و از آنجايي كه اين كاخ در آبگيري سد سيوند غرق نميشود، براي حفاظت نياز به مرمت دارد.»
وي به CHN گفت: «مرمت اين كاخ به منظور حفاظت از ساختارها خشتي بيرون آمده از خاك است. طي طرح مرمتي ديوارهاي اين كاخ تا ارتفاع 50 سانتي متر هم از دل خاك بيرون آمده و به همين علت مرمت بسيار لازم است.»
از جمله آثاري كه در كنار پايه ستونسنگي سياهرنگ و پايه ستونهاي سياه و سفيد مربع شكل از زير خاك بيرون آمده، يك تكه الوار چوبي از دوره هخامنشي است كه نشان ميدهد سقف اين كاخ چوبي بوده است.
راهساز در اين مورد به CHN گفت:«مرمت اين الوار و استحكام بخشي آن بسيار اهميت دارد و اكنون در حال انجام آن هستيم.»
كاخ داريوش در دومين فصل كاوشهاي باستانشناسي هيات ايران و فرانسه به سرپرست "محمد تقي عطايي" و "رمي بوشارلا" در محوطه 35 تنگه بلاغي شناسايي و كشف شد. اما آنچه در كشف اين محوطه باستاني تعجب باستانشناسان را برانگيخت، محل تيغ لودرها بود كه به جان تپه افتاده بودند.

نمایی از کاخ داریوش
+
نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 5:47 توسط پرچم دار
|
|
پایگاه اطلاع رسانی برای نجات یادمان های باستانی،
سه شنبه دوم امردادماه 1386 خورشیدی همایش «ایرانِ ورجاوند» را به یاد شادروان دكتر پرویز ورجاوند، باستان شناس و از کوشندگان راه دفاع از میراث فرهنگی در تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران(نزدیک به درب شمالی دانشگاه تهران) برگزار می كند

در این همایش که از ساعت 16:30 آغاز می شود استادان :
1.دکتر ناصرتکمیل همایون،
2.دکتر هوشنگ طالع،
3.دکتر هرمیداس باوند،
4.دکتر قدرت الله جعفری
5.دکتر محمدعلی دادخواه
هر کدام گوشه ای از اندیشه ها، تلاش ها و آرمان های شادروان دکتر پرویز ورجاوند را می کاوند. عنوان های سخنرانی استادان نامبرده به ترتیب عبارت است از:
1.گستره ی ایران فرهنگی و لزوم توجه به آن،
2.تاریخ تجزیه ایران و اشاره به رژیم حقوقی دریای مازندران،
3.لزوم رفع ابهام از خطوط مرزی ایران و عراق،
4.زبان فارسی در آذربایجان
5.پرونده ی ملی سد سیوند.

امید است تمامی یاران ایرانزمین به دلیل اهمیت موضوعات مورد بحث در این همایش شركت كنند
پاینده ایران و ایرانیان سرفراز |
+
نوشته شده در جمعه 29 تیر1386ساعت 20:8 توسط پرچم دار
|
پاینده ایران
پیروزی غرور بر انگیز تیم ملی جوانان والیبالیست ایران زمین بر یکا یکا هموندان مادر زمین شاد باش باد

+
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 21:29 توسط پرچم دار
|
پاینده ایران
در پی اختلاف های ایران با سران دزدان استان چهاردهم ایران (بحرین) و پاسخ باور نکردنی امروز دولت جمهوری اسلامی ایران در پی شدم جراید را هر چند دیر در وبلاگ قرار دهم و نظر را به شما ایران خواهان وا گذارم :
روز نامه ی کیهان
شنبه 18 تير 1386 - 24 جمادي الثاني 1428 - 9 جولاي 2007 - سال شصت و چهارم -شماره 18845
|
آواز كوچه باغي ! (يادداشت روز)
«آواز كوچه باغي» اصطلاح شناخته شده اي در فرهنگ قديم تهران است و در مواردي به صورت ضرب المثل درآمده است. به گفته قديمي ترها- كه امروزه تعدادشان زياد نيست- در آن سال هاي نه چندان دور كه تهران شهر خلوتي بود و پاسي از شب گذشته، سكوت همه جا را فرا مي گرفت. افرادي كه به هر علت، ناچار بودند در ساعات پاياني شب از كوچه هاي تاريك و خلوت عبور كنند و احياناً از تاريكي و خلوتي مي ترسيدند براي غلبه بر ترس با صداي بلند زير آواز مي زدند. اين آوازها به آواز كوچه باغي معروف بود- يا يكي از انواع آوازهاي كوچه باغي بود- و هنگامي كه صداي عابري به اين آواز بلند مي شد و چهچهه پاياني آن با كلماتي مانند حبيب من... عزيز من... امان امان و... در فضا مي پيچيد، برخي از اهالي محل كه دل و دماغ بيشتري داشتند و انگيزه رهگذر آوازه خوان را مي شناختند، سر از پنجره بيرون مي آوردند و با جملاتي نظير دمت گرم!... دارمت! و ... با او همراهي مي كردند، يعني اين كه، نترس! خوف نكن! ما بيداريم... پنج شنبه هفته گذشته وزراي خارجه، دفاع و امنيتي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در پايان اجلاس سه روزه خود در رياض، بار ديگر- و به روال چند ساله اخير- با صدور بيانيه اي از ادعاي مالكيت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي حمايت كردند و از جمهوري اسلامي ايران خواستند از طريق مذاكره به اختلافات موجود درباره مالكيت اين سه جزيره پايان دهد! كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس- عربستان، كويت، امارات عربي متحده، بحرين، قطر و عمان- كه سابقه تشكيل هيچيك از آنها به 100سال نمي رسد، به خوبي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه و اسناد اين حاكميت بلامنازع باخبرند و حتي در دورترين افق هاي ذهن خويش هم نمي توانند تصور روزي را داشته باشند كه اين حاكميت كمترين خدشه اي پيدا كند، بنابراين انگيزه آنها از تكرار اين ادعاي واهي و بي اساس هرچه باشد، احتمال خروج اين سه جزيره از حاكميت ايران نيست. پس ماجرا چيست؟ براي پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد به اسنادي كه حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه را نشان مي دهد اشاره كرد؛ 1- علاوه بر نقشه هاي متعددي كه از دوران يونان باستان - قبل از ميلاد مسيح- برجاي مانده و در آنها از تمامي جزاير خليج فارس با عنوان بخشي از سرزمين ايران ياد شده است، در سده هاي اخير نيز تمامي نقشه هاي رسمي كه از سوي كشورهايي نظير انگلستان، فرانسه، روسيه، پرتغال، اسپانيا و... تهيه شده و به عنوان اسناد رسمي نگهداري مي شوند، جزاير خليج فارس- از جمله سه جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي- را بخشي از خاك ايران دانسته اند. از جمله دولت انگليس كه بيش از دو سده در منطقه حضور داشته و در مواردي نيز با دولت هاي وقت ايران درگير بوده است، در مجموع 23نقشه رسمي از منطقه تهيه كرده كه در تمامي آنها- بدون استثناء- جزاير سه گانه متعلق به ايران است. 2- در سال 1830كاپيتان جي.بي.بروكس GBBRUCKS از سوي كمپاني هند شرقي- وابسته به دولت استعماري انگليس- نقشه اي رنگي از خليج فارس تهيه مي كند. در اين نقشه رنگي كه نسخه هايي از آن در وزارت خارجه انگليس و مخزن اسناد سازمان ملل متحد نگهداري مي شود، 3 جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي به رنگ خاك ايران ترسيم شده است. كاپيتان بروكس نزديك به 12 سال براي تهيه اين نقشه در منطقه خليج فارس بود. 3- در سال 1835 «ساموئل هنل» از سوي دولت انگليس مامور تعيين حدود كشورها در خليج فارس مي شود. هنل در نقشه خود يك خط فرضي در آبهاي خليج فارس ترسيم مي كند كه جزاير سه گانه در قسمت فوقاني- شمالي- اين خط فرضي قرار داشته و متعلق به ايران دانسته شده است. 4- در ژانويه سال بعد- 1836- سرگرد «موريسن» جانشين ساموئل هنل، ماموريت او را پي مي گيرد و پس از مذاكره با شيوخ خليج فارس نقشه اي كه به تاييد آنها رسيده بود را تهيه مي كند. در اين نقشه، جزاير سه گانه در عمق بيشتري از قلمرو ايران قرار گرفته است. 5- در سال 1881 نيروي دريايي انگليس بار ديگر نقشه اي از منطقه خليج فارس تهيه مي كند كه در آن جزاير سه گانه و خاك ايران، رنگ مشتركي دارند. 6- در سال 1886 دايره اطلاعات دولت انگليس نقشه ايران را با رنگ يكسان جزاير و خاك ايران تهيه كرده و در 12 ژوئن همان سال اين نقشه از سوي وزير مختار انگليس در تهران به ناصرالدين شاه تحويل مي شود. 7- در سال 1908، دولت ايران امتياز استخراج خاك سرخ -سنگ آهن- ابوموسي را به ونگهاوس آلماني مي دهد كه دولت انگليس به دليل تيرگي روابط خود با آلمان، به ايران اعتراض مي كند، دولت انگليس در اعتراض خود خواهان كسب امتياز استخراج خاك سرخ براي شركت هاي انگليسي است يعني تاكيد بر حاكميت ايران... و از ده ها سند ديگر، از جمله احكامي كه دولت هاي وقت ايران براي انتصاب حكام- استانداران- خود در بندرلنگه- كه شبه جزيره ياد شده بخشي از آن بوده است- صرف نظر مي كنيم. 8- اصلي ترين- و تنهاترين- سندي كه امارات براي اثبات ادعاي خود ارائه مي كند نامه اي است كه شيخ يوسف فرماندار ايراني بندرلنگه در سال 1882 به شيخ حميد القاسمي حاكم راس الخيمه مي نويسد و در آن به عنوان تعارف و ابراز ادب- كه آن هنگام بسيار متداول بوده و در بسياري از نامه هاي مشابه ديده مي شود- نوشته بود؛ ابوموسي از آن شماست (يعني در خدمت شما هستيم!) نكته درخور توجه اين كه شيخ يوسف در ادامه همين نامه خطاب به حاكم راس الخيمه مي نويسد «بلد لنجه بلدكم» يعني شهر بندرلنگه هم شهر شماست و عجيب آن كه اماراتي ها وقتي به اين نامه استناد مي كنند جمله اخير را كه به وضوح نشان مي دهد جمله قبلي فقط يك تعارف بوده است، حذف مي كنند! 9- در حقوق بين الملل و قوانين مربوط به مرزها و سرزمين ها، حاكميت يك كشور بر يك منطقه از چند راه به اثبات مي رسد. از جمله «مالكيت تاريخي»، حاكميت موثر- يعني افراشته بودن پرچم، نصب حكام، حضور نيروي نظامي و...- كه تمامي اين ملاك ها و معيارهاي حقوقي از حاكميت قطعي ايران بر جزاير سه گانه حكايت دارند. 10- در ميان كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، همراهي بحرين با ساير كشورهاي عضو حساب جداگانه اي دارد، زيرا بحرين بخشي از خاك ايران بوده است كه در جريان يك زد و بند غيرقانوني ميان شاه معدوم و دولت هاي آمريكا و انگليس از ايران جدا شده است و امروزه اصلي ترين خواسته مردم بحرين بازگشت اين استان جدا شده از ايران به سرزمين اصلي و مادري آن، يعني ايران اسلامي است و بديهي است كه اين حق مسلم ايران و مردم استان جدا شده آن نبايد و نمي تواند ناديده گرفته شود. 11- و اكنون با توجه به اسناد ياد شده كه از حاكميت قطعي و بلامنازع ايران بر جزاير سه گانه حكايت مي كند، بايد به اين پرسش بازگشت كه انگيزه اصلي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس از طرح ادعاي واهي حاكميت امارات بر جزاير سه گانه چيست؟ و آيا اين ادعا مي تواند غير از وحشت آنان از زلزله اي كه انقلاب اسلامي بر حكومت هاي قرون وسطايي و غيرقانوني آنها انداخته است علت ديگري داشته باشد؟ تمامي دولت هاي ياد شده با دخالت مستقيم قدرت هاي استكباري شكل گرفته اند و مردم كمترين دخالتي در تعيين دولت، سياستگذاري ها و تصميم سازي هاي آن نداشته و ندارند. از سوي ديگر تمامي دولت هاي عضو اين شورا در ميان مردم خود به همكاري با رژيم صهيونيستي- و دستكم بي تفاوتي در مقابل جنايات اين رژيم عليه مردم مظلوم فلسطين- متهم هستند. حاكمان دولت هاي ياد شده به خوبي مي دانند كه در عصر بيداري اسلامي- با الگوي انقلاب اسلامي- حاكميت يك خانواده بر سرنوشت مردم و غارت ذخاير ملي، امكان پذير نيست و از آنجا كه لرزه منجر به فروپاشي رژيم هاي غيرقانوني خود را ناشي از الگوي جمهوري اسلامي ايران مي دانند- و در اين مورد حق دارند!- دشمني با ايران اسلامي را به عنوان يكي از اهداف استراتژيك خود برگزيده اند... و چه گزينش خطرناكي، نه براي ايران، كه براي ادامه حاكميت خودشان. حسين شريعتمداري
و پس از این مقاله غرب و شرق و کشور های عرب حوضه ی خلیج پاس هر نو توهین را نثار ایران مقدس کردند تا اینکه آقای متكی وزیر امور خارجه در نشست خبری آرامش را به بحرین باز گرداندند
يكشنبه 24 تير 1386
آفتاب ـ مدیرمسئول کیهان در یادداشتی دیگر سران کشورهای عربی به ویژه بحرین را خطاب قرار داد و آنان را به اتخاذ مواضع غیرمنطقی و غیرمستند متهم کرد.
حسین شریعمتداری که پیش از این در مصاحبه با ایسنا سرمقاله روزهای گذشته خود را موضع تمامی ملت ایران دانسته بود در سرمقاله دیگری که روز یکشنبه در این روزنامه منتشر شد آورده است: «یادداشت روز كیهان- دوشنبه 18/4/86- با عنوان «آواز كوچه باغی» عكس العمل گسترده و فراوان مقامات رسمی بسیاری از كشورهای عربی و مطبوعات و شبكه های خبری منطقه و برخی از كشورهای غربی را در پی داشت و در این میان حاكمان شبه جزیره بحرین بیشترین و گسترده ترین واكنش ها را از خود نشان دادند و علاوه بر صدها گزارش و خبر كه در بسیاری از آنها نگارنده به باد فحش و ناسزا گرفته شده بود، كاردار كشورمان در بحرین را احضار كرده و از وی درباره موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران نسبت به مفاد یادداشت كیهان توضیح خواسته بودند و بعدازظهر جمعه نیز چند ده نفر مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در شبه جزیره بحرین اجتماع كرده و رسانه های بحرین از قول آنان نوشتند كه در صورت عدم عذرخواهی رسمی ایران باید سفیر كشورمان از بحرین اخراج شده و روابط دیپلماتیك به حالت تعلیق درآید! و بالاخره، دیروز آقای متكی وزیر امور خارجه كشورمان به بحرین رفت و در كنفرانس مطبوعاتی مشترك با وزیر خارجه بحرین از موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر احترام به «استقلال بحرین» خبر داد و...»
مدیرمسئول کیهان با انتقاد از برآشفتگی مقامات بحرین و حجم عظیم اعتراضات به این سرمقاله نوشته است: «اگر بخواهیم مجموعه واكنش رسانه های عربی و غربی- تفسیر، خبر، گزارش، فحاشی ها و...- در قبال یادداشت كیهان طی چند روز گذشته را جمع آوری كنیم، بی تردید این مجموعه حجمی بیشتر از چند كتاب قطور خواهد داشت و سؤال این است كه چرا مقامات رسمی و مطبوعات و رسانه های برخی از كشورهای عربی تا این اندازه از یادداشت مستند كیهان برآشفته اند و چرا به جای پاسخ به اسنادی كه كیهان برای اثبات نظر خود ارائه كرده است، به فحاشی و ناسزاگویی روی آورده اند؟ در این باره اشاره به چند نكته ضروری است.»
کیهان در ادامه یاددشات خود آورده است: «در یادداشت كیهان اسناد غیرقابل تردید و دلایل حقوقی و تاریخی مستندی كه از حاكمیت بلامنازع و قطعی ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسی حكایت می كند ارائه شده بود و از جمله به اسناد رسمی و غیرقابل انكاری اشاره شده بود كه نشان می دهد شبه جزیره بحرین تا چند دهه قبل یكی از استان های ایران بوده است كه در جریان یك زد و بند میان محمدرضا پهلوی و دولت های آمریكا و انگلیس از این كشور جدا شده است. آیا این اسناد قابل انكار است؟! اگر دولت های عضو شورای همكاری خلیج فارس كه دبیركل آن با عجله نسبت به یادداشت كیهان موضع گرفته بود، سند قابل ارائه و دلیل حقوقی محكمه پسندی در مقابل مفاد یادداشت كیهان داشته و یا دارند چرا به این اسناد مفروض! اشاره نمی كنند؟ و اگر سند و دلیل حقوقی قابل ارائه ای ندارند- كه ندارند- چرا به جای ابراز شرمندگی و قدردانی از جمهوری اسلامی ایران كه علی رغم خیانت شاه در جداسازی بحرین از ایران، با نجابت و سعه صدر «استقلال بحرین» را به رسمیت شناخته است، زبان به فحاشی دراز می كنند؟! و...»
در ادامه این سرمقاله به آنچه ادعاهای واهی مقامات کشورهای عربی درباره متعلق دانستن جزایر سه گانه به امارات اشاره شده و افزوده شده است:«باید از حاكمان 6 كشور یاد شده پرسید مگر مقامات رسمی شما هر از چندگاه علیه حاكمیت قطعی ایران بر بخش هایی از سرزمین تعریف شده و شناخته شده ایران زمین، موضع نمی گیرند؟ و مگر ادعای واهی حاكمیت امارات- بخوانید مجموعه ای از چند تجارتخانه- بر جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس را نشخوار نمی كنند؟ و حتی گستاخی را به جایی رسانده اند كه یك روزنامه چاپ عربستان- كه خاندان سعودی برخلاف تمامی موازین دیپلماتیك و حقوق بین الملل اصرار دارند این سرزمین را به نام خانواده آل سعود، عربستان سعودی بنامند- ادعای واهی و مضحكی را درباره اهواز مطرح نكرده بود؟ بنابراین چه شده است كه ادعاهای پوچ و غیرمستند مقامات رسمی خود علیه ایران را مجاز می دانید ولی در مقابل نظر مستند و غیرقابل تردید كیهان به عنوان یك روزنامه كه ربطی به مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران ندارد، برمی آشوبید و- به زعم خود- زمین و زمان را به هم می دوزید؟!»
کیهان در ادامه با شااره به مواضع رژیم صهیونیستی آورده است:« آیا ادعای پوچ و اسرائیل پسند مقامات رسمی دولت های 6گانه شورای همكاری خلیج فارس علیه تمامیت ارضی ایران جرم نیست؟ و دیدگاه مستند یك روزنامه درباره حاكمیت قبلی و تاریخی ایران بر شبه جزیره بحرین، ذنب لایغفر است؟! عجیب است كه از یكسو ادعای حفظ روابط حسنه و دوستانه شما با كشورهای منطقه گوش فلك را كر می كند و از سوی دیگر هر از چندگاه به طور رسمی! و از سوی مقامات حكومتی خود، ادعاهای پوچ و مسخره علیه تمامیت ارضی ایران بر زبان و قلم می آورید؟ ظاهراً فراموش كرده اید كه سابقه هیچكدام از 6 كشور عضو شورای همكاری خلیج فارس به 100سال نمی رسد.» در ادامه یادداشت کیهان می خوانیم:« نه فقط برای ما كه برای تمامی صاحبنظران علت كم توجهی ایران به ادعاهای پوچ سران شورای همكاری خلیج فارس و نیز، علت برآشفتگی آنان از بیان واقعیت های تاریخی منطقه روشن است. ادعاهای شما نظیر حاكمیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی به اندازه ای پوچ، بی اساس و خنده دار است كه با ارائه چند سند رسمی و قطعی، دود شده و به هوا می رود و آنچه باقی ماند، شرمندگی شما و قدرت های استكباری است كه به نمایندگی از آنها سخن می گوئید، اما در سوی دیگر ماجرا دیدگاه ما درباره حاكمیت ایران با اسناد غیرقابل انكار همراه است و دقیقاً به همین علت است كه شما برای فرار از واقعیات به جار و جنجال و بعضاً فحاشی روی می آورید. آیا غیر از این است؟»
شریعتمداری در این یادداشت بر غیرقانونی بودن مفاد قطعنامه های کشورهای عربی درباره جزایر سه گانه ایرانی نیز اشاره کرده و اضافه میکند: «سؤال از سران 6 كشور عضو شورای همكاری خلیج فارس این است كه چرا هربار دور هم جمع می شوید و قطعنامه و بیانیه ای صادر می كنید، یكی از بندهای آن تأكید بر حاكمیت امارات بر جزایر سه گانه است؟ اگر تاریخ و اسناد رسمی و بین المللی مورد نظر شماست كه تمامی این اسناد از حاكمیت ایران بر جزایر سه گانه و بحرین حكایت می كند. بنابراین چنانچه از مراجعه به اسناد وحشت دارید- كه دارید- چرا خود این پرونده را می گشائید؟»
مدیرمسئول کیهان همچنین مدعیات کشورهای عربی در خصوص زیرسوال بردن حاکمیت ارضی جمهوری اسلامی را مسخره خوانده و افزوده است:«با توجه به نكته فوق بسیار بدیهی است كه در دورترین افقهای ذهن خود نیز تصور خروج جزایر سه گانه از حاكمیت ایران را ندارید، بنابراین چرا هر از چند گاه این ترجیع بند مسخره را تكرار می كنید؟ پاسخ این سؤال برای تمامی ملت های مسلمان از جمله ملت های تحت حاكمیت 6 كشور یاد شده روشن است. شما- با كمال تأسف- در این ادعای مضحك زبان آمریكا و متحدانش را در كام دارید و در بحبوحه مقابله جانانه ایران اسلامی با آمریكا و اسرائیل می كوشید جبهه دیگری علیه ایران اسلامی باز كنید. راستی! شما دغدغه جنایات آمریكا و اسرائیل علیه ملت های مسلمان را ندارید؟ شما از قتل عام مردم مظلوم فلسطین، به خون غلتیدن مرد و زن و كودك عراقی، كشتار مسلمانان پاكباخته لبنان و... نگران نیستید؟! اگر پاسخ مثبت است چرا نه فقط دست به كمترین اقدامی علیه آنان نمی زنید، بلكه علیه ایران اسلامی كه با تمام توان در مقابل دشمنان اسلام ایستاده است موضع می گیرید؟ مگر همین اجلاس دو هفته قبل ریاض با حمله اسرائیل به نوار غزه و قتل عام مردم مظلوم فلسطین همراه نبود؟ چرا این فاجعه در بیانیه پایانی اجلاس شما جایی نداشت؟! باور نكنید كه ملت های مسلمان بهانه های مضحك شما را باور می كنند.»
وی همچنین درباره وحدت شکن نامیدن سرمقاله کیهان توسط مقامات بحرین مینویسد: «مقامات و مطبوعات وابسته به حاكمیت 6 كشور یاد شده روزنامه كیهان را به اخلال در روابط دوستانه كشورهای منطقه و آسیب رساندن به وحدت مسلمین متهم می كنند! و این طرفه حدیثی است تعجب آور و باید پرسید، شما كه می كوشید در جبهه واحد جهان اسلام علیه آمریكا و اسرائیل شكاف ایجاد كنید وحدت شكن هستید یا كیهان؟! چگونه است كه یادداشت مستند كیهان درباره حاكمیت ایران بر جزایر سه گانه و بحرین را تفرقه افكنی می نامید اما، ادعای پوچ و بی اساس خود درباره حاكمیت امارات براین سه جزیره را نادیده می گیرید؟! اگر یادداشت كیهان كه بر اسناد غیرقابل انكار تكیه دارد، وحدت شكن باشد، ادعای پوچ شما كه صرفاً برخاسته از تحریكات آمریكا و اسرائیل است وحدت سوز خواهد بود. شما كه تحمل شنیدن واقعیات را ندارید چرا بر توهمات دامن می زنید؟!»
شریعتمداری در ادامه با تاکید بر اینکه یادداشت کیهان موضه نظام نبوده و نیست ادامه میدهد: «مقامات كشورهای یاد شده و برخی از رسانه های وابسته به آنها كوشیدند یادداشت كیهان را به دیدگاه و مواضع رسمی مقامات بلندپایه كشورمان نسبت دهند و حال آن كه كیهان در برخی از موارد دیدگاهی متفاوت با مواضع رسمی دولت دارد و این نشانه آزادی بیان و عقیده در ایران اسلامی است. به عنوان مثال در ماجرای چالش هسته ای كشورمان، روزنامه كیهان از آغاز معتقد به خروج ایران از معاهده NPT بود و برای اثبات نظر خود دلایلی نیز ارائه می كرد ولی مسئولان عالی رتبه نظام در هر دو دولت قبلی و كنونی با سعه صدر این ابراز عقیده را تحمل می كردند و در همان حال نظر خاص خود را دنبال می كردند و این به وضوح نشان می دهد كه دیدگاه و نظر یك روزنامه- از جمله كیهان- الزاماً ترجمان دیدگاه مسئولان نظام نیست. اگر چه كیهان نیز مانند همه آحاد ملت، ضمن آن كه نظر خود را بیان می كند در نهایت تابع نظر نظام است. در ماجرای اخیر هم وزیر امور خارجه كشورمان در بحرین نظری متفاوت با یادداشت كیهان را ارائه كرد.»
مدیرمسئول کیهان اضافه کرده است:« انتساب نظر كیهان به مسئولان عالی رتبه نظام دلیل دیگری نیز دارد و آن فقدان آزادی بیان در كشورهای مورد اشاره است و برای آنان قابل تصور نیست كه یك روزنامه در ایران می تواند نظری متفاوت با نظر دولت داشته باشد.»
وی جمهوری اسلامی و مواضع اصولی ایران را سدی در برابر زیاده خواهی های رژیم اشغالگر قدس میداند و میافزاید: «و بالاخره، این نكته نیز گفتنی است كه جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی و مقاومت 28 ساله خود در برابر زورگویی و باج خواهی آمریكا و اسرائیل به عنوان خط مقدم و خاكریز اصلی جهان اسلام تلقی می شود و این واقعیت را تمامی ملت های مسلمان كه انقلاب اسلامی را محدود به ایران نمی دانند باور دارند، چرا كه اسلام، برخلاف نظر برخی از سران كشورهای 6گانه شورای همكاری خلیج فارس، فراتر از عرب و عجم و فارس و ترك و كرد و اندونزیایی و... است و...»
در پایان سرمقاله کیهان آمده است: «راستی مگر سران كشورهای مورد اشاره فراموش كرده اند كه سرزمین مورد ادعای صهیونیست ها از «نیل تا فرات» است و برخی از كشورهای یاد شده نیز در این محدوده قرار دارند؟! آیا مقاومت ایران اسلامی و بیداری برخاسته از آن در جهان اسلام، اسرائیل را به ذلت و زبونی امروز نینداخته است و رژیمی را كه داعیه از نیل تا فرات داشت مجبور نكرده است برای حفظ صهیونیست ها به دور خود دیوار بكشد؟ آیا جرج بوش بعد از واقعه 11 سپتامبر سخن از تغییر جغرافیای سیاسی منطقه به میان نیاورد و برخی از همین كشورهای عربی دچار اضطراب نشدند؟ اگر ایستادگی ایران اسلامی نبود... انصاف داشته باشید.»
گفته میشود که متکی در سفر اخیر خود به بحرین با تاکید بر اینکه سرمقاله کیهان موضع نظام نیست مشکل به وجود آمده را تا حدودی حل و فصل کرده است. با این همه برخی از تحلیلگران با تاکید بر هراس کشورهای عربی از قدرت منطقهای ایران معتقدند که این ماجرا در این نقطه به پایان نرسیده و برخی کشورهای عربی همین امر را بهانهای برای همکاری با قدرتهای فرامنطقهای برای فشار به جمهوری اسلامی قرار خواهند داد.
با این همه پرسش اصلی این است که آیا غائله بحرین به نقطه پایان رسیده است.
و حال در پایان یاد بازی های کودکی افتادم آیا حق به حق دار می رسد ؟ به راستی !
|
|
پاینده ایران
+
نوشته شده در یکشنبه 24 تیر1386ساعت 19:52 توسط پرچم دار
|
|
ایروان مخالف تحریم تهران |
 |
آفتاب: رئیس جمهور ارمنستان در گفتگو با پرتیراژترین هفتهنامه آلمان گفتهاست که کشورش با وضع هرگونه تحریم اقتصادی علیه ایران مخالف است. به عقیده وی این تحریمها هیچ کمکی به حال موضوع (هستهای ایران) نکرده و تنها باعث وارد آمدن خسارات بزرگ به ایران و شرکای تجاریاش میشود.
به گزارش خبرگزاری ارمنستان روبرت کوچاریان روز پنجشنبه در گفتگو با هفتهنامه آلمانی اشپیگل ضمن اظهار این مطلب گفت: «من فکر نمیکنم که تحریم مشکلات موجود را حل کند. رهبران ایران در راه دستیابی به هدفشان مصمم هستند و تاکنون نیز نشان دادهاند که در تعهدات خود در قبال معاهدات بینالمللی را به درستی اجرا میکنند».
کوچاریان افزود: «رهبران ایران مصرانه میگویند که هدف برنامه هستهای کشورشان تحصیل انرژی است و اهداف نظامی را تعقیب نمیکنند، بنابر این تا هنگامی که مدرکی برای اثبات نادرستی این ادعا پیدا نشده نباید از ابزارهای تنبیهی استفاده کرد».
رئیس جمهور ارمنستان خاطر نشان ساخت: «اگر ایرانیها احساس کنند که دنیای غرب در مقابل هستهای شدن کشورها استانداردهای دوگانه را به اجرا می گذارد ممکن است به این نتیجه برسند که برای حفظ موققعیت خود بهتر است سلاح هستهای هم داشته باشند».
کوچاریان با ابراز نگرانی از تشدید تنشهای موجود بین ایران و کشورهابی غربی گفت: «من به شدت نسبت به عواقب اعمال تحریمهای گستردهتر نگران هستم. واقعا هیچکس نمیتواند پیشبینی کند که نتیجه افزایش فشارها بر تهران چه خواهد بود».
وی در خاتمه با ابراز این مطلب که روابط ایران و ارمنستان بسیار ریشهدار و رو به گسترش است گفت: «ما هیچگاه تحت فشارهای خارجی سطح روابطمان با ایران را کاهش نخواهیم داد. ایران کشوری با تاریخ و فرهنگ درخشان است و ریشههای تمدن ایرانی در سراسر قفقاز و آسیای میانه بوضوح دیده میشود».
گفتنی است سفیر آمریکا در ارمنستان ماه گذشته در اظهاراتی مداخلهجویانه گفته بود که توسعه همکاریهای ارمنستان با تهران میتواند بر روی سطح روابط این کشور با آمریکا تاثیر منفی گذارد. | |
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 6:33 توسط پرچم دار
|
اول اینکه :با ساخته شدن سد کارون۴ ، ۲۲۰۰هکتار از اراضی جنگلهای بلوط از بین می رود و هم چنین آثار تاریخی متعددی از جمله کتیبه های دامنه ی کوه نیز در زیر گل و لای مدفون می شود.
دوم اینکه : در آستانه ی قرار گرفتن شهر تاریخی یزد در فهرست جهانی یونسکو با تخریب بخشی از بافت تاریخی بزرگترین شهر تاریخی ایران وساخت کتابخانه ی بسیج وکلانتری در آن مکان نام این شهر در آستانه ی خارج شدن از فهرست قرار گرفت .
با سپاس از http://www.eghtedaremelli.blogfa.com/
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 22:47 توسط پرچم دار
|
ايران در هزاره اول ق.م.
بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف كه هر يك در زمينه أي خاص ، چون زبان شناسي ، نژادشناسي ، دين شناسي و… صاحب نظر بوده و از ديدگاه خود با موضوع برخورد كرده اند از يك سو ، و نيز نظرات پژوهشگراني كه كار خود را متوجه بخشهاي خاصي از مجموعه جامعه ايران هزاره اول ق.م. ، مانند ايلاميان ، ماناييها ، اورارتوها و يا تمدنها و دولتهاي همجوار چون آشور و بابل ساخته اند ، از سوي ديگر عامل موثر در ايجاد پيچيدگي و دشواري مسير پژوهش گرديده است . اين پيچيدگي بدان جهت است كه عمده اين پژوهشگران كوشيده اند تا هر چه بيشتر بر موضوع مورد نظر خود تاكيد كنند و با مرزبنديهاي بسيار مستحكم ، به هر بخش به عنوان واحدي مستقل در تمامي ابعاد بنگرند . عجيب آنكه با ورود به دوران هخامنشي ، اين نحوه برخورد به ميزان غير قابل تصوري دگرگون گرديده و با نگاهي جامع و فراگير به آن برخورد شده است .
اما ، با توجه به اينكه دانش باستان شناسي در اين مورد بيشتر و بهتر از علومديگر مي تواند اظهار نظر كند ، در كل بررسيهاي اين دوران باستان شناسي نقش عمده و اساسي بر عهده ندارد
منابع نوشته كهن مربوط به دوران ماد ، به زبانهاي گوناگون مانند بابلي ، آشوري ، ايلامي ، اورارتويي ، پارسي باستان ، اوستايي ، ارمني قديم ، عبري قديم ، يوناني ، لاتيني ، آرامي و … مي باشند كه به دليل تنوع آنها ، و مشكلات فراوان در خواندن كامل برخي از اين زبانها و انجام نگرفتن يك بررسي تطبيقي بر روي آنها نمي توان بهره لازم را از اين منابع گرفت . از سوي ديگر ، در نوشته هاي آشوري با توجه به همجواري آن سرزمين با ايران در دوران ماد و تعداد فراوان كتيبه هاي به جاي مانده در آن زبان كه به اعتباري بايد بيشترين اطلاعات را درباره اين دوران در برداشته باشند ، از سال سي ام قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد هيچ چيز درباره ماده ها وجود ندارد .
در ميان نوشته هاي مختلف ، بيش ازهمه رساله مختصر هرودوت است كه با وجود همه ايرادهاي وارد بر آن، آگاهيهاي قابل ملاحظه اي درباره مادها به دست مي دهد، به ويژه درباره دوران مهم شكل گيري و گسترش آن دولت يعني زماني كه منابع آشوري آن را مسكوت گذارده اند .
در قرنهاي آغازين هزاره اول پيش از ميلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در دهه آخر قرن هفتم ق.م. در بخش وسيعي از شمال ، غرب ، جنوب غربي و قسمتي از جنوب فلات ايران ، با نام قومها و دولتهايي چون مانايي ها ، سكاها ، كاسپي ها ، اورارتوها ، كاسي ، ايلاميها ، سومريها ، پارسها و … برميخوريم كه در جريان درگيريهاي منطقه غرب فلات ايران بين خود و يا با آشوريها – به عنوان حكومتهاي منطقه اي و قومها و طايفه هاي قدرتمند – حضوري فعال داشته اند . در همان هزاره اول ق.م. برخي از اين قومها را با نامهاي ديگري كه از پيشينه اي بسيار كهن در منطقه برخوردار بودند ، مي خواندند ، چنانكه " اورارتوييان" و مردم ماننا ، ماد را " گوتي " مي ناميدند .
گوتي ها در كنار لولوبي ها ، ميتانيها ، ايلاميها ، كاسي ها و كاسپي ها از جمله ساكنان كهن فلات به شمار مي رفته اند كه با نام و آثار آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد ، در منطقه آشنا هستيم .
براي شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد كه تاثيري بنيادين بر دورانهاي بعد و به ويژه عهد هخامنشيان گذارده است ، آگاهي بر وضع اين اقوام و دولتهاي منطقه اي گريز ناپذير مي باشد . به ويژه آنكه گروهي از تاريخ نويسان بر حسب گرايشهاي خاص خود درباره اصل و منشاء هر يك از اين قومها و منطقه حكمروايي، زبان و تمدن و رويدادهاي مربوط به آنان ، به گونه اي مطلب را عنوان كرده اند كه خواننده بدون توجه به موقعيت جغرافيايي آنان و وسعت حوزه اقتدارشان چنان مي پندارد كه هر يك به صورت جزيره اي جدا از ديگران و با اصل و منشئي متفاوت ، صاحب فرهنگ و تمدني از ريشه ويژه و مستقل بودنده اند. وليكن در اصل، عمده آنان اقوامي بوده اند كه در منطقه هايي نه چندان وسيع – در مجاورت هم – هر يك در زير چتر قدرتهاي سياسي قومي و قبيله اي خود – توانسته بودند حكومتهاي محلي كوچك يا متوسطي را تشكيل دهند .
شكي نيست كه قدرتهاي چون ايلامي ها، كاسي ها و ميتاني ها در طي دوراني طولاني از توانمنديهاي فراوان سياسي و تمدني شكوفا برخوردار بوده اند . چنانكه اورارتوها از حدود 900 ق.م. نزديك به سه سده توفيق يافتند كه به مرحله ايجاد يك دولت مطرح با آثاري ارزشمند در منطقه برسند و با نيرويي چون آشور، درگير شوند .
حال، با اين مقدمه جا دارد تا مرور كوتاهي بر چگونگي حضور و زندگي و پيوندهاي برخي از اين اقوام نامدار منطقه داشته باشيم . اقوامي كه از آخر سده هفتم ق.م. به بعد ، از وحدت و اجتماع آنان گسترده ترين و مقتدرترين دولت زمان به نام دولت ماد پديدار گشت . دولتي كه مهرف فرهنگ و تمدني شكوفا ، با برخورداري از يكدستيها ، هماهنگيها و پيوندهاي چشمگير است .
لولوبي
لولوبي ها در بخش وسيعي از بالاي رود دياله تا درياچه اورميه اسقرار داشتند ، كه در كتيبه هاي آشوري از ناحيه حكمراني آنان ، با نام "زاموا" ياد شده است . آنان از هزاره دوم ق.م. از اين قوم كهن ترين نقش بر جسته ايران در سر پل زهاب پديدآمده است كه به نام نقش " آنوباني ني" معروف است .
از مهمترين ويژگيهاي اين نقش ، تصوير اولين نفر از شش شخصيت كنده شده در زير تصوير است كه لباس و كلاه آن به طور كامل همان است كه در نقش برجسته هاي تخت جمشيد ، شخصيتها و افسران مادي در بردارند . به عبارت ديگر، در طول نزديك به دو هزار سال ، فرهنگ بخش وسيعي از فلات در زمينه هنر پوشاك ، تداوم داشته است .
گوتي ها
گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها ( در منطقه آذربايجان و كردستان ) مي زيسته اند . از اين مردم ، نقش برجسته معروف " هورين شيخان " در بالاي رودخانه دياله شناخته شده است كه تركيب و موضوع صحنه ، شباهت بسيار به نقش كنده " آنوباني ني " داشته و حدود زماني آنها نيز ، به هم نزديك دانسته شده است . از ديگر آثار مربوط به گوتي ها ، سر مجسمه مفرغي به دست آمده در همدان است كه آن را به يكي از شاهان گوتي در حدود سده هاي پاياني هزاره دوم ق.م. نسبت داده اند . از نظر انسان شناسي ، ريخت چهره اين مجسمه و تصوير كماندار هورين شيخان را " كسون " با تيپ كردان منطقه زاگرس و " ا.ت.آمي " انسان شناس فرانسوي با آذربايجانيان و " ژرژكنتنو" با كاسي ها يكسان ديده اند
ميتاني ها
اين قوم در هزاره دوم ق.م. در قسمت غرب فلات ، از موقعيت برجسته اي برخوردار بوده و در حدود 1500ق.م. دولتي قدرتمند كه از درياي مديترانه تا كوههاي غربي آذربايجان و زاگرس امتداد داشته است، تشكيل مي دادند . سپس ، آنان شمال بين النهرين را نيز به سرزمين خود پيوند دادند .
نخست ، پايتخت آنان شهر واشوگاني ( Vashuganni ) در محل راس عين ( در خابور امروزي ) بود . سپس به آرپخا ( Arrapkha ) در كركوك انتقال يافت . ميتاني ها را آريايي دانسته اند .
يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه ظاهرا" بيشتر آنان از افراد جنگجو بودند ، از قفقاز عبور كردند و تا انحناي بزرگ شط فرات پيش راندند . اين عده با هوريان ( بوميان آن ناحيه كه قومي از اصل آزياني بودند ) ممزوج شدند و پادشاهي ميتاني را تشكيل دادند . اين دسته ، محل سكونت خود را تا بين النهرين شمالي توسعه دادند و آشور را محدود كردند و مساكن قوم گوتي را نيز ( كه در دوره هاي شمالي زاگرس واقع بود ) به قلمرو خويش افزودند. همچنين ، مصر را متحد گردانيدند و مقتدرترين فراعنه ، با دختران پادشاهي ميتاني ازدواج كردند. ميتاني ها نه فقط از نظر قدرت سياسي و نظامي ، بلكه از نظر سامان دهي اوضاع اجتماعي و تدوين قوانين نيز، از موقعيت چشمگيري برخوردار بودند . متنهاي حقوقي به دست آمده از " نوزي " يا " يورگان تپه " ( Urgantepe ) در جنوب غربي كركوك درباره قوانين مربوطه به زناشويي ، بچه دار بودن يا نبودن ، هبه و واگذاري اموال ، ارث و قوانين كيفري و مجازاتها و مذهب آنان ، اطلاعات جالبي در اختيار مي گذارد.
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 1:52 توسط پرچم دار
|
نمایی زیبا از دوستانی که آمده بودند برای نا بودی سده سیوند (نه نجات تمدن و نماد شاهنشاهی )
http://bp3.blogger.com/_qdL7Yokr0Kk/RopVUMLLeEI/AAAAAAAAADE/Sy2f4A_QLrw/s1600-h/k.jpg
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 2:18 توسط پرچم دار
|
چه روزه تلخی صبح از خواب پا شدم یادم اومد که ای بابا ...... دیشب بهم مسیج داده اما چی بود خدا؟ بذار ببینم .............(یکی می گفت من وقتی گشنمه یا خوابم می یاد هیچکس رو نمیشناسم چه برسه به ایران) حالا من که از خواب یهو پریدم پس عذرم موجه موجه. اجبا دادگاه انقلاب ساعت ۹ ؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه چه خبره ؟دادگاست دیگه بابا مهم نیست البته آخه دادگاه سیوند چیز مهمی نیست نگران نباش همون دیوار خاکیه هست می خواد نماد شاهنشاهی رو خراب کنه آره بابا اینم می خواد همون کار بلدزر رو به اتمام برسونه مهم نیست آره بزار خراب شه مگه چه سودی داره یه مشت کوزه شراب(آخ آخ حروم بود از دهنم در رفت) و راه شاهی (پس ولای..... چی می شد ؟)

نماد شاهنشاهیه یکی نیست بگه آخه مومن خدا پس برابری و برادری چی می شه کاخ برا چیته ؟ (ببخشید بانوان محترم این شعار همینجوری بود که هست نمی شه اسم شما رو بیارم آخه شما ...سندم دارم کتاب تاریخ چهارم دبستان دیگه آخر همون چهار صفحه از تمدن پیش از هزار و چهار صد سال پیش هست) در پایان رسیدیم با .... و ......و ........و ..........و .......و .......و ...........و ...........و ........و ........و.....و هم بودن (اسمشو ن رو بگم که ستاره می شن بابا ) آخرم توی او راهرو نفهمیدیم چی شد نفهمیدم سیوندیان متشاکی بودن یا سیوند ستیزان متشاکی مهم نیست بابا اصل ۳۰۰ که خشایاشاه توش حجاب نداشت کارگردانشم خبر نداشت تهیه کنندشم که تقصیری نداشت (حالا این شاه کجاست که گشت ارشاد دنباشه )
حالا همه اینا بماند آخر دست ما فهمیدیم که ساعت ۱۱:۲۰ آقا بدو بریم آقای کیایی منتظره اونم می خواد کمک کنه ( دیگه حوصله ندارم بنویسم ) چون کسی نمی خونه
فقط دلم برای صاحب اون ۲۰۶ هنوز می سوزه که دستگاه رایو ی ماشینشو دوزدیدن یادمه می گفتن(کی بماند)که اون زمونا که شراب (حرومه ها یادت نره بخوری می ری اونجا که دروغ گوی می رن و بد حجابا) و کاخ و راه شاهی ( دلیل اسپندار مز )بود هم چین چیزی تو سرزمین مادری من نبود اما من که ندیدم بابا اونا که دیدن نخواستن گفتن جیزه ( همه اینا بماند تیر گان شاد و شیرین شاد مانند شبه عزراییل بینون شیرین مثل آتیش خورون)
در پا یان برای سریعتر شدن روند نا بودیه ی آثار شاهنشاهی و تمدن ایران باستان (نماد جهل) یه ...................................(من که چیزی نگفتم چرا ب خودت خورده می گیری بابا ؟)
خدایا کسانی که این متن را می خوانند یا خندان شوند یا گریان
البدرودون(هم ال داره هم تنوین اضافه )
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 1:57 توسط پرچم دار
|
بابک دست هايش
بسته بود از پشت
اما مشت
جامه اش از جنس خون و
جام اش از خمخانه زرتشت
خسته تن- جان در خطر- آزرده دل- خاموش
مهر را در سينه مى پرورد
كينه را در خويشتن مى كشت
ارغوان ديدگانش
با شفق ها و شقايق هاى ميهن
گفتگو مى كرد
تيرباران نگاهش بارگاه معتصم را
زير و رو مى كرد
دل
به فرمان دليرى داشت
ترس را
بى آبرو مى كرد
اهرمن
از خشم مى لرزيد
دژ دل و دژ خو و دژ آهنگ
بانگ زد، با واژه هائى زشت و بى فرهنگ...
اى سگ، اى زنديق
كام ات چيست؟
اى موالى اى عجم
سوداى خام ات چيست؟
پس چرا از ما نمى ترسى؟
پس چرا بر خود نمى لرزى؟
بابك اما
رأى ديگر داشت
كشتى ى انديشه در درياى ديگر داشت
در نگاهش مرگ آسان مى نمود اما
زندگى در ذهن او معناى ديگر داشت
زير لب
نجواى ديگر داشت
زنده بايد بود و شادى كرد
مام بوم خويش را بايد نگهبان بود
با پيام راستى
با مردمان بايست رادى كرد
اهرمن فرياد زد
افشين
چه مى گويد؟
و افشين- آه افشين- واى افشين
آن گنهكار پريشان روزگار شرمسار از برگ برگ خونى ى تاريخ
آن همان آكنده از هر گند
آن همان بى ريشه بى پيوند
شرمسار از كرده خود-
سر به زير افكند
اهرمن با تيزخندى گفت
البابك هراسانا؟
و بابك آن گو نستوه
آن ستوه سبلان كوه
آن اسطوره بيگانه با اندوه
آن آئينه دار مزدك و مانى
آن دلخسته از تزوير و نيرنگ مسلمانى
چشم در چشم ستم فرياد زد
بسيار آسانا!!
اهرمن فرياد زد
جلاد...
و آن دژخيم...
همان آينه دار مكتب بيداد
با يك ضربه از پهلو
چنان زد تا كه خون فواره زد از مقطع بازو
تهمدل درهم كشيد ابرو
سهمدل خر خنده زد بر او
آسمان كى مى برد از ياد
آندمى كه شيون شمشيرها
پيچيد در بغداد
و بابك- آه بابك- باز هم بابك
تا نبيند اهرمن سرخى ى او را زرد
تا نخواند از نگاهش درد
تا نه پندارد كه پايان يافت اين آورد
چهره را
با خون ناب و تابناكش
ارغوانى كرد
و آنگاه...
تا نيفتد پيش پاى اهرمن
خود را به پشت انداخت
چشم ها را بست
شهپر انديشه را واكرد
بال در بال هماى عشق
گشت و گشت و گشت تا جان را
بر فراز كشور جانانه پيدا كرد
هر طرف هر سو نگه افكند
يك طرف كورش- سياوش- كاوه چون خورشيد
سوى ديگر رستم و گرد آفريد و آرش و جمشيد
و با نورافكن اميد
پيرتوس و خيزش يعقوب را هم ديد
و ديگر گاه...
بر لبانش خنجر لبخند
چشم در چشم هزاران بابك آزاد يا دربند،
با آسودگى جان باخت
او روانش را ز ننگ بندگى پرداخت
تا ز خشت جان پاك خويش
ايران ساخت
ايران ساخت
ايران ساخت
+
نوشته شده در دوشنبه 11 تیر1386ساعت 1:45 توسط پرچم دار
|
| ۰۸ تير ۱۳۸۶ |
|
همشهری
خبر اقدام چين براي احداث شهري موسوم به «كاشان» با هدف توليد و عرضه فرشهايي مشابه با طرح و نقش فرشهاي كاشان ايران، واكنش گستردهاي را ميان دلمشغولان ميراث معنوي ايران به دنبال داشت.
به گزارش خبرنگار همشهري بسياري از خبرگزاريهاي خارجي نيز خبر را بازتاب داده و در برخي از اين گزارشها مواردي افزون بر آنچه كه در گزارش همشهري ذكر شده بود مورداشاره قرار گرفته است. از جمله يكي از خبرگزاريها اشاره كرد كه با وجود اقدام دولتهايي مثل هند، پاكستان و چين براي ثبت برخي از مشهورترين موتيفهاي فرش ايراني، مثل نقش جاوداني «خلد برين» به نام خود، ايران هنوز هيچ اقدامي در اين زمينه انجام نداده است. روزنامه همشهري گزارشهاي مرتبط با اين موضوع را پيگيري كرده و در همين صفحه منتشر خواهد كرد. تكذيب وزارت بازرگاني اما از سوي ديگر معاون وزیر بازرگانی ديروز با تکذیب خبر احداث شهری به نام کاشان در چین به منظور بافت فرش هایی با طرح های کپی شده طراحان ایرانی و فروش محصولات با نام «فرش کاشان ایران»، گفت: نقش چین در بازار جهانی فروش فرش دستباف به تدریج در حال کمرنگ شدن است؛ چراکه این کشور در سایر زمینه ها بیش از فرش دستباف دارای مزیت است. مرتضی فرجی در گفتگو با مهر سهم ایران از بازار جهانی فرش دستباف را 40 درصد ذکر و تصریح کرد: در کشورهایی نظیر هند، چین، پاکستان و نپال قالی هایی با کپی برداری از طرح های طراحان ایرانی در حال تولید و بعضاً فروش با نام فرش ایران، در دنیا ست. گفتني است كه منبع خبر روزنامه همشهري گفت و گوي انجام شده با رئيس موزه فرش ايران بوده و وي حتي بر قصد دولت چين براي احداث شهرهاي ديگري با عنوان اصفهان و تبريز نيز تأكيد دارد. از سوي ديگر، همين خبر با عنوان «شهر كاشان چين زنگ خطري براي مالكيت معنوي فرشهاي ايراني است». دوم تيرماه جاري درهفتهنامه خبري – تحليلي پارسه، نشريه داخلي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور نيز درج شده است. قابلتوجه است كه معاون وزير بازرگاني علاوه بر تكذيب خبر همشهري، نقل قول رئيس موزه ملي فرش و خبر ارگان رسمي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، اساساً وجود بحران در بازار فرش ايران را تكذيب كرده و «ارتقاء سهم ايران از تجارت جهاني فرش» را وعده داده است.
www.amirparizad.com با سپاس |
+
نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 19:20 توسط پرچم دار
|
چامه ای بی همتا از: سیاوش کسرایی
|
برف می بارد برف می بارد به روی خار و خاراسنگ كوهها خاموش دره ها دلتنگ راه ها چشم انتظار كاروانی با صدای زنگ بر نمی شد گر ز بام كلبه های دودی یا كه سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان ما چه می كردیم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟ آنك آنك كلبه ای روشن روی تپه روبروی من در گشودندم مهربانی ها نمودندم زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز در كنار شعله آتش قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز گفته بودم زندگی زیباست گفته و ناگفته ای بس نكته ها كاینجاست آسمان باز آفتاب زر باغهای گل دشت های بی در و پیكر سر برون آوردن گل از درون برف تاب نرم رقص ماهی در بلور آب بوی خاك عطر باران خورده در كهسار خواب گندمزارها در چشمه مهتاب آمدن رفتن دویدن عشق ورزیدن غم انسان نشستن پا به پای شادمانی های مردم پای كوبیدن كار كردن كار كردن آرمیدن چشم انداز بیابانهای خشك و تشنه را دیدن جرعه هایی از سبوی تازه آب پاك نوشیدن گوسفندان را سحرگاهان به سوی كوه راندن همنفس با بلبلان كوهی آواره خواندن در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن گاه گاهی زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن بی تكان گهواره رنگین كمان را در كنار بان ددین یا شب برفی پیش آتش ها نشستن دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر كران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست پیر مرد آرام و با لبخند |