صفحه در حال بارگذاري است!
با سپاس کمی درنگ کنید...
گفتگوئي اختصاصی با جناب آقاي دكتر دادخواه
از : اميرپريزاد
چهاردهم آبانماه 1386
پرسش : با كسب اجازه از شما ، ابتدا از پرونده ي سيوند شروع مي كنيم.دستور موقت را چه شد ؟ بايستي انجام مي شد و نشد .
آيا مي توان از مرجع بالا پيگيري نمود؟
پاسخ : در نظام حقوقي ما اصولا دستور موقت در اختيار داد رسي است كه به آن پرونده رسيدگي مي كند. از دستور موقت به تنهايي نمي توان شكايت نمود.مگر آن كه به صميمي كه آن مرجع( آن باز پرس ) مي گيرد شكايت كنيم و چون باز پرس شعبه 9 هنوز هيچ تصميمي نگرفته است ، به طور مستقل نمي توانيم شكايت كنيم
پرسش : چرا پيرامون خطر نابودي ميراث فرهنگي حتما دولت بايستي يونسكو را آگاه كند.
پاسخ : اصلا سازمان ملل اسمش سازمان ملل است اما در واقع سازمان دول است. يعني هر دولتي يك نماينده در سازمان ملل متحد دارد . البته اخيرا در برخي از موارد منطقه اي آمده اند اعلاميه هاي حقوق بشر منطقه اي داده اند. اروپايي ، آفريقايي .اما نهايتا نماينده آن دولت بايد اعلام كند مگر اين كه گروه هايي بروند و يونسكو را آگاه كنند كه اين دولت به تعهداهاي خويش پيرامون ميراث فرهنگي عمل نكرده است .
يونسكو در ابتدا به همان دولت مراجعه مي كند و از همان نماينده توضيح مي خواهد.
امري هم كه در پرونده جهان نما پيش آمد امري بسيار استثنايي بود. ما يونسكو را آگاه كرديم كه شور بختانه ميراث فرهنگي به تكاليف خويش عمل نمي كند .
پرسش : آخرين خبر جنابعالي پيرامون پرونده ي جهان نما چيست ؟
پاسخ : اين پرونده به صورت يك كتاب در حال آماده سازي براي چاپ است .
پرسش: دستاورد سفر فرانسه شما در حوزه ي ميراث فرهنگي چه بود ؟
پاسخ :ما در آنجا نماينده HIDF را آگاه نموديم كه وضعيت سيوند به عنوان يك نگرش كلي چه خساراتي را به بار مي آورد ؟ و عليرغم آن كه سازمان ميراث فرهنگي در ابتدا مخالف بود اما در تحت فشار دولتي ، در تحت نظام سلطه ، كوتاه آمد .
عين همين امر در عبور قطار از نقش رستم و نقش رجب بوجود آمده است .
عليرغم اينكه در قانون 56 يك حريم قابل قبولي براي عبور مترو ذكر كرده اند . متاسفانه آنها اين قانون را لغو كردند و بعد آمدند و گفتند به توافق هائ قابل قبولي رسيديم .
اصلا اين توافقها قابل قبول نيست .
ما به چه مي انديشيم .
ما بايد به ايران بيانديشيم
ما بايد به سرزميني بيانديشيم كه نخبگانش در طول تاريخ توانسته اند در دنيا حرفي براي گفتن داشته باشند .
ما بايد به سرزميني بيانديشيم كه در يك برهه بسيار ارزشمند تاريخي ، تقريبا 4/3 جهان ، تحت امر اين حكومت بود .
بايد به سرزميني بيانديشيم كه به يك پيمان ناگفته ؛نانوشته بين همه مردم وجود دارد براي اعتلاي فرهنگي بايد پس از اين مقدمات ببينيم
آيا قطار براي كشور است ؛ قطار براي ايران است يا ايران براي قطار ؟
اگر بگوئيم كه ايران براي قطار است كه اين حرف ، منطقي نيست .
اما اگر قطار براي كشور است بايد به موازين ،به اعتبارات ، به برجستگي هاي كشور ، به آن مشخصات و مميزاتي كه ما را در طول تاريخ بين تمام سران كشورها مميز مي كند و برتري مي دهد ،اعتبار بدهيم .
اگر به اين مميزات اعتبار ندادند ، نهايتا پس ان كار براي كشور نيست.
يك كاري است كه يك دستگاه اجرائي انجام مي دهد كه پولي بگيرد .
پرسش : نيازي به جمع آوري امضاء همچنان هست ؟
پاسخ : آري . اين امر بسيار كمك خواهد كرد .
پرسش : شما صلاحيت دادگاه انگليس را رد كرده بوديد و پيشنهاد نموده بوديد كه از اين روش بهره بگيرند . چه شد ؟
پاسخ : ابتدا به استناد كنوانسيون 1959 برخي از اموال ميراث فرهنگي مشمول مرور زمان نمي شوند و استناد دولت ايران به كنوانسيون 1975 به ديد من وجهه قانوني نداشت .
البته دولت ايران متاسفانه به اين كنوانسيون نپيوسته است .
اما اين وظيفه ، اين رسالت حقوقبانان ميراث فرهنگي است كه نسبت به اين مورد اقدام كنند . كه شوربختانه اقدام نكردند .
براين مبادي من فكر مي كنم اداره حقوقي ميراث فرهنگي مكلف است كه مزاياي اين كنوانسيون و پيوستن به اين معاهدات را روشن نمايد .
با توجه به اينكه دولت انگليس خودش به كنوانسيون 1959 پيوسته و با توجه به ماده 27 كنوانسيون وين مصوب ماه مي 1969 ، هيچ دولتي نميتواند به بهانه قوانين داخلي خودش ،معاهدات جهاني را ناديده بگيرد .
لذا دادگاه دولت انگليس حق نداشت به قوانين داخلي خودش استناد نمايد .
پرسش : بند 9 ماده 18 اساسنامه ديوان بين المللي كيفري ، حمله به آثار و ميراث فرهنكي را در رديف جنايت جنگي مي شناسد . ما چه راهكاري براي آگاهي رساني اين امر داريم ؟
پاسخ :ما نهايتا بايد ببينيم اينها چه تاثيري در هويت ما دارند .
اگر يك سرزمين هويت نداشته باشد ، خود به خود استقلال هم نخواهد داشت . چون استقلال وجهه مميزه تشخص يك انسان است بين ديگران ، وجهه مشخصه يك كشور است بين ديگر كشور ها و وجهه مشخصه يك ملت است بين ملت هاي ديگر .
چگونه اين وجهه بوجود مي آيد ؟
با فرهنگ ، با تمدن ، با پيشينه تاريخي ،
با ميراث ملموس و ميراث نا ملموس .
ميراث ملموس مانند تخت جمشيد و ميراث نا ملموس مانند جشن نوروز ، چهار شنبه سوري
بر اين مبادي ما بايستي مميزات فرهنگي خود را به گونه اي حفظ كنيم كه در دنيا ويژگي ايراني حفظ شده باشد .
اگر به ايران بيانديشيم ،تمام اين مسائل حل مي شود ، همان طور كه در 3000 سال حفظ شده است .
پرسش : يك سناتور ايتاليايي براي حفظ يك تابلو ارزشمند ، خود را به در آن موزه زنجير كرده بود .
چرا آنها بيش تر از ما حساس هستند ؟ ما چه نكرده ايم كه آنها كرده اند ؟
پاسخ : ما شوربختانه فرهنگ سازي نكرده ايم و از نظر قوانين هم بسيار عقب هستيم يعني خلاء قانوني بسار بزرگ داريم .
ماده 650 قانون مجازات اسلامي مي گويد فقط ميراث فرهنگي ميتواند شكايت كند ، اين يك عقب افتادگي است .
اگر ما مي گوئيم نسبت به كسي كه به ديگري توهين مي كند ، بعنوان امر به معروف و نهي از منكر ، شما حق داريد دخالت كنيد .
آنوقت براي ميراث فرهنگي من حق ندارم اعتراض كنم ؟
اگر شما مي بينيد فرضا فاضلاب خانه شخصي ، محيط زيست را از بين مي برد ، من نبايد براي يك تاثيري كه محيط فرهنگي مرا مورد هجوم قرار مي دهد اعتراض كنم ؟
بايستي اين فرهنگ سازي بشود ، بايست قانون پيشرو جامعه باشد نه عقب تر از فرهنگ .
شوربختانه قانون كيفري ما پيرامون حفظ ميراث فرهنگي عقب تر از فرهنگ ، تمدن و رشد متعارف جامعه است .
پرسش : در دانشگاه سوربن فرموديد سال 1357 نبايستي ظلم وستم را نشانه ميگرفتيم ،بايستي جهل را نشانه مي گرفتيم .
اگر جهل را نشانگرفته بوديم ، با همه عامل ها مبارزه كرده بوديم .
اينها هر كدام معلول ه بوديم ه . . .
ستند ، ظلم ،فساد ،نيرنگ و رشوه معلولند .
اگر ما جهل را نشانه گرفته
پرسش : چه راهكارهائي براي مرتفع نمودن اين مشكل ها ارائه مي فرمائيد ؟
پاسخ : بايستي نيروهاي مردمي را تقويت نمائيم و بخصوص اعلام نمائيم كه كار ما كار سياسي نيست و اينكه ما كار فرهنگي مي كنيم . بايد درهر شهر ، هر محله اي بايد اعلام كنيم و مردم را آگاه نمائيم كه :
شما فرزندان اين آب و خاك هستيد ، نسل پيشين شما با اين بايد ها و نبايد ها ، با اين دلبستگي هاي فرهنگي ، با اين آداب و رسوم ،با اين سنن بزرگ شده اند .
چرا اينها را از دست بدهيم ؟
ما كه يك بار، دوبار، ده ها بار در تاريخ ديده ايم فقط همين ها ما را نجات داده است .
وقتي كه اشكانيان آمده اند چگونه دوباره ساسانيان آمده اند با اعتقاد و اتكا به همين موارد .
وقتي كه بردياي دروغين آمد چگونه از بين رفت ؟ با اتكا به اين عوامل .
بايستي اينها را تقويت نمود .
و پرسش آخر اينكه يونسكو حرف آخرشان چه بود ؟
گفتند بررسي مي كنيم . ما آمديم و اميدواريم بررسي كنند و با نمايند ايران مذاكره كنند و به نتيجه مطلوب برسند .
با سپاس از اينكه وقت ارزشمند خود را در اختيار من قرار داديد .
موفق باشيد .
http://www.amirparizad.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1372&Itemid=2